به گزارش سراج24؛ علی قادری، کارشناس مسائل بینالملل؛ نوشت: اقدام و تصمیم دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا در تجاوز نظامی به ایران با هدف اعلامشده تغییر نظام از سویی و مقاومت جانانه نیروهای مسلح و مردم ایران از سوی دیگر، نه تنها اهداف ترامپ را محقق نکرد، بلکه به جای دستیابی به پیروزی قاطع، ترامپ را با مجموعهای از بحرانهای عمیق و چندوجهی مواجه کرد.
ترامپ در این جنگ، قدرت تغییر بازی ایران و مقاومت غیرمنتظره آن را دستکم گرفت
بسیاری از اندیشمندان و تحلیلگران ژئوپلیتیک معتقدند این شکست، ترامپ را درگیر پنج بحران اصلی کرده است: بحرانهای محاسباتی، روایتی، انرژی، لجستیکی و مشروعیت جهانی.
بحران محاسباتی
بحران محاسباتی ترامپ ریشه در ارزیابیهای نادرست او از توانمندیها و اراده ایران برای مقاومت دارد. فرض اولیه ترامپ و تیمش این بود که با اعمال فشار نظامی و اقتصادی شدید، حکومت ایران به سرعت فرو خواهد پاشید یا مجبور به تسلیم خواهد شد. این محاسبات، بر پایه درک ناقص از ساختار قدرت در ایران، عمق حمایت مردمی از نظام در مواجهه با تهدید خارجی و تواناییهای دفاعی و بازدارندگی ایران بنا شده بود. همانطور که یکی از تحلیلگران اشاره میکند، «در منطق ژئوپلیتیک، همیشه برنده طرف بزرگتر نیست؛ بلکه کسی است که بهتر میفهمد کجا باید بازی را تغییر دهد».
ترامپ در این جنگ، قدرت تغییر بازی ایران و مقاومت غیرمنتظره آن را دستکم گرفت و نتوانست پیشبینی کند حملات نظامی، به جای تضعیف، میتواند به انسجام داخلی ایران بیفزاید و اراده ملی برای دفاع را تقویت کند. این اشتباه محاسباتی، نه تنها به شکست اهداف نظامی منجر شد، بلکه هزینههای سیاسی و اقتصادی سنگینی را نیز بر آمریکا تحمیل کرد.
بحران روایتی
پس از شکست در دستیابی به اهداف اولیه، ترامپ با بحران جدی در روایتسازی مواجه شد. روایت اولیه او از جنگ، بر پایه «پیروزی سریع» و «تغییر نظام» استوار بود. اما با مقاومت ایران و عدم تحقق این اهداف، ترامپ مجبور به تغییر مداوم روایت خود شد.
گزارشها نشان میدهد او در طول جنگ، «۴۵ موضعگیری و چهار روایت متناقض» ارائه کرده است. این تناقضات شامل ادعاهایی نظیر «تحقق کامل اهداف نظامی»، «نابودی توان نظامی ایران» و «پایان قریبالوقوع جنگ» بود که هیچکدام با واقعیتهای میدانی همخوانی نداشتند.
این تغییرات مکرر در روایت، به تدریج اعتبار ترامپ را در داخل و خارج از آمریکا تضعیف کرد. افکار عمومی، به ویژه در آمریکا، به دلیل عدم شفافیت و تناقضگویی، اعتماد خود را به دولت از دست دادند. این بحران روایتی، نه تنها بر وجهه ترامپ تأثیر منفی گذاشت، بلکه توانایی او را برای بسیج حمایت داخلی و بینالمللی برای سیاستهای آیندهاش نیز محدود کرد.
بحران انرژی
جنگ تحمیلی سوم علیه ایران، به سرعت به بحران جهانی انرژی تبدیل شد. ایران به عنوان یکی از بازیگران اصلی در بازار نفت و کنترلکننده تنگه هرمز، توانست با مقاومت خود، جریان عرضه نفت را مختل کند. این اختلال به دومین بحران بزرگ انرژی و متعاقباً بحران اقتصادی برای اروپا منجر شد . صادرات روزانه نفت از حدود ۲۵ میلیون بشکه به کمتر از ۱۰ میلیون بشکه در اواسط مارس کاهش یافت.
این وضعیت، قیمت نفت را به شدت افزایش داد و تأثیرات منفی گستردهای بر اقتصاد جهانی گذاشت. ترامپ، که انتظار داشت با جنگ سریع و قاطع، کنترل منابع انرژی منطقه را به دست گیرد، با واقعیتی کاملاً متفاوت روبرو شد. بحران انرژی، نه تنها به اقتصاد آمریکا و متحدانش آسیب رساند، بلکه نشان داد سیاستهای تهاجمی بدون در نظر گرفتن پیامدهای جهانی، میتواند به نتیجه معکوس منجر شود.
بحران لجستیکی
مقاومت ایران و طولانی شدن جنگ، ترامپ را با بحران لجستیکی بیسابقهای مواجه کرد. عملیات نظامی در مقیاس وسیع در غرب آسیا نیازمند پشتیبانی لجستیکی عظیم و پایدار است. با طولانی شدن درگیریها و حملات متقابل ایران به زیرساختهای نظامی آمریکا و متحدانش در منطقه، خطوط تدارکاتی آمریکا زیر فشار شدیدی قرار گرفت.
تأمین سوخت، مهمات، تجهیزات و نیروی انسانی در یک منطقه خصمانه و وسیع، به چالش بزرگی تبدیل شد. این بحران لجستیکی، نه تنها هزینههای عملیاتی را به شدت افزایش داد، بلکه توانایی آمریکا را برای حفظ حضور نظامی خود در منطقه و عملیاتهای آتی نیز محدود کرد. این وضعیت، نشاندهنده عدم آمادگی کافی برای درگیری طولانیمدت و پیچیده بود.
بحران مشروعیت جهانی
جنگ تحمیلی سوم مشروعیت جهانی ترامپ و سیاستهای آمریکا را به شدت زیر سؤال برد. هدف اعلامشده تغییر نظام ایران، بدون مجوز شورای امنیت سازمان ملل متحد و با مخالفت گسترده جامعه جهانی، آغاز شد. مقاومت ایران و عدم دستیابی به اهداف، به همراه پیامدهای انسانی و اقتصادی جنگ، به انتقادات بینالمللی از سیاستهای آمریکا دامن زد.
بسیاری از کشورها، اقدامات ترامپ را نقض قوانین بینالمللی و تهدیدی برای صلح و ثبات جهانی دانستند. این بحران مشروعیت، نه تنها به انزوای آمریکا در صحنه بینالمللی منجر شد، بلکه توانایی آن را برای تشکیل ائتلافهای بینالمللی و اعمال نفوذ دیپلماتیک تضعیف کرد.
بحرانها، نشاندهنده پیچیدگیهای ژئوپلیتیک غرب آسیا و محدودیتهای قدرت نظامی در مواجهه با اراده ملی برای مقاومت است
افکار عمومی جهانی، به ویژه در کشورهای اسلامی، به شدت علیه آمریکا موضع گرفتند و این امر، به کاهش نفوذ و اعتبار آمریکا در سطح جهانی انجامید. عدم اعتماد ۶۴ درصدی افکار عمومی به تصمیمات دولت آمریکا در قبال این بحران، نشاندهنده عمق بحران مشروعیت است.
نتیجهگیری
جنگ رمضان نقطه عطفی در سیاست خارجی ترامپ بود که به جای تحقق اهداف بلندپروازانه، او را با پنج بحران اساسی مواجه کرد. مقاومت ملت و نیروهای مسلح ایران، نه تنها مانع از سرنگونی حکومت شد، بلکه محاسبات غلط، روایتهای متناقض، بحران انرژی، چالشهای لجستیکی و از دست رفتن مشروعیت جهانی را برای ترامپ به ارمغان آورد.
این بحرانها، نشاندهنده پیچیدگیهای ژئوپلیتیک غرب آسیا و محدودیتهای قدرت نظامی در مواجهه با اراده ملی برای مقاومت است. درسهای این جنگ برای سیاستگذاران آینده، بر اهمیت درک عمیق از فرهنگ، تاریخ و توانمندیهای طرف مقابل و همچنین لزوم اتخاذ رویکردهای دیپلماتیک و چندجانبه به جای یکجانبهگرایی و تهاجم نظامی تأکید میکند. تنها با درس گرفتن از این اشتباهات است که میتوان از تکرار فجایع مشابه در آینده جلوگیری کرد و به سمت جهانی با ثباتتر و صلحآمیزتر حرکت کرد.
0نظر